«کریس» در برابر چند مرد که همگی بر روی زمین بیهوش افتادهاند، قرار گرفته است و خیره به آنها نگاه میکند. یکی از این مردها به هوش میآید و کریس با وسیلهای آهنی محکم به سر او میکوبد و آن مرد را دوباره بیهوش میکند. سپس یکی دیگر از این مردها را بر زمین کشیده و با خود میبرد. فیلم برش خورده و ما پرستاری جوان بهنام «رومینا» را میبینیم که در حال رفتن به خانهاش است. با ورود رومینا به خانه او با کریس و همان مرد زخمی -آلن- مواجه میشود.
فیلم «به خاطر شرور» اسلشری خلاق است که اگر توانسته بود به جنبهی داستانی خود بیشتر اهمیت دهد، میتوانست به حد فیلمی متوسط برسد اما احتمالاً درگیری زیاد کارگردان و نویسنده برای ایجاد سکانسهای اسلشر باعث شده است که کمتر به داستان خود فکر کنند. اگرچه حتی داستان رخ داده نیز داستانی خلاق است و تنها ابهاماتی در آن است که بیننده را دچار سؤال درباره اتفاقات فیلم میکند. دختر کریس پنج سال پیش توسط فردی مورد تجاوز قرار گرفته است. رومینا پرستار این دختر بعد از رخ دادن آن اتفاق بوده است. کریس مطمئن است که آلن آن فرد است و او را به خانهی رومینا آورده تا بتواند با کمک رومینا در ابتدا او را به هوش آورد و سپس از او اعتراف بگیرد. نیمهی ابتدایی فیلم به ردوبدل شدن مکالمات زیاد بین این سه شخصیت میگذرد و فیلم سعی کرده شخصیتهای خود را به بینندهاش بشناساند. از این رو این نیمه میتواند کمی خستهکننده باشد چرا که انگار اتفاقات مدام تکرار میشوند و به بیننده نیز اطلاعات واضحی در رابطه با اتفاقات داده نمیشود. نیمهی دوم اما همان نیمهی اسلشر است که میتواند مخاطبان این نوع فیلمها را با تصاویرش راضی کند. دوستان آلن به خانه هجوم میآورند و جنگی میان کریس و رومینا و این افراد رخ میدهد. جنگی که تا انتهای فیلم نیز ادامه دارد. این نیمه برخلاف نیمهی اول دیگر خستهکننده نیست و صحنههای اسلشر سادهاش که کمی خلاقیت نیز در آنها دیده میشود جذابیتهایی در درون خود دارد. مانند سکانسی که کریس از شیشههای خوردشده برای دفاع از خودش استفاده میکند. اما خلاقیت بیشتر فیلم در آن است که تمام اتفاقات آن در محیط و خانهای کوچک رخ میدهد و از آنجا که شب هالووین است کسی نیز از شنیدن صداهای وحشتناک شوکه نمیشود و داستان میتواند به راحتی ادامه پیدا کند.
اما در این میان سؤالاتی مهم در فیلم بیپاسخ باقی میمانند و همین امر بزرگترین ضربه را به آن میزند. دقیقاً چه اتفاقی برای رومینا در گذشته رخداده است که او میتواند با کریس احساس همدردی کند؟ برای دختر کریس چه اتفاقی افتاده است که کریس بعد از پنج سال هنوز نتوانسته آن اتفاق را فراموش کند؟ آلن دقیقاً کیست و چه کاری انجام میدهد؟ افرادی که آلن آنها را به آن خانه فرا میخواند که هستند؟ در سکانس ابتدایی نیز ما این افراد را دیدیم در آن سکانس که فیلم چیزی از آن نشان نمیدهد چه اتفاقاتی رخ داده و به کل کریس چگونه آلن را گیر انداخته است؟ درواقع پرداخت ناقص به شخصیتها است که باعث میشود بیننده همواره احساس کند داستان چیزی را در درون خود کم دارد. از این روست که شاید تنها مخاطبان فیلمهای اسلشری که به دنبال سکانسهای کمی خلاق هستند بتوانند از این فیلم ساده راضی شوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.