پوستر فیلم زن افسون‌گر

افسون‌های آشفته

زن افسون‌گر
Fatale
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

دئون تیلور کارگردان خوبی نیست و این مطلب را مخاطبان ژانر دلهره، درام و هیجان‌انگیز بیش از هر کس دیگری می‌دانند. تیلور کارگردان بی نام‌ونشانی نیست و اتفاقاً پرکار نیز است. اما او قصه‌گوی خوبی نیست و این را به کرات در آثاری که روی پرده برده نشان داده است؛ فیلم‌‌هایی همچون «نامه‌ی زنجیره‌ای» محصول ۲۰۱۰ یا «آبی و مشکی» محصول ۲۰۱۹. او بسیار دوست دارد فضایی فینچری را به آثار خود ببخشد اما در این کار ناتوان بوده و در اثر جدید خود با نام «زن افسونگر» نیز بر این موضوع صحه می‌گذارد.
دریک یک تاجر به‌اصطلاح موفق است و با صمیمی‌ترین دوست خود در این عرصه شریک است. او علاقه‌ی فراوانی به همسر خود دارد و سعی دارد در این لحظاتی که به ثبات رسیده‌اند جبران آن روزهای نبودن با همسر را جبران کند. در یکی از سفرهای کاری به لاس‌وگاس شبی را همراه یک زن غریبه -والری- می‌گذراند. چند روز پس از این حادثه و در حالی‌که سعی دارد رابطه‌ی زناشویی خود را ترمیم کند، فردی غریبه به خانه‌ی او حمله می‌کند و در نهایت با زنگ زدن به پلیس متوجه می‌شود والری بازرس موفقی در اداره‌ی پلیس لس‌آنجلس است.
هیچ مخاطبی با روایت دومینووار فیلم‌ها که در آن یک اشتباه کوچک تبدیل به اشتباهات بزرگ‌تر و در نهایت چیزی با نام جنایت می‌شود ندارد. مشکل آنجاست که کارگردان در چینش اتفاقات دچار آشفتگی شود و خود نیز در دومینویی از انتخاب‌های غلط گرفتار شود. مشکل اساسی دیگر پنهان کردن پیام‌های احمقانه‌ای است که کارگردان تصور می‌کند قرار است در فیلم خود برای فریاد زدن آنها تلاش کند. اتفاقاً مخاطب با این مسئله هم مشکل ندارد. چیزی که مخاطب از یک فیلم طلب می‌کند این است که فیلم‌ساز به او نیز اجازه دهد تا کمی دچار کشف‌و‌شهود شود. اما نه تیلور و نه دوربین‌اش چنین اجازه‌ای را به مخاطب نمی‌دهند. او در یک روایت کاملاً خطی سعی دارد پازلی از اتفاقات جنایی را ایجاد کند. مسلماً او نمی‌تواند موفق شود. فلش‌بک‌های از روی عجله و بعضاً به این هدف که مخاطب بیشتر کاراکتر را بشناسد کار را بدتر می‌کنند. تیلور در فیلم فقط سعی کرده مطلبی را بگوید و فیلم را تمام کند. مخاطب تحت هیچ شرایطی به خود اجازه نمی‌دهد با این فیلم و کاراکترهای‌اش دچار هم‌ذات‌پنداری شود.
زمانی که یک فیلم در روایت خود دچار مشکل است، آیا باید در بقیه‌ی زمینه‌ها در سطحی بالاتر باشد؟‌ دوربین فضول و احمق گاهی اوقات وارد فضایی می‌شود که مخاطب آرزو می‌کند:« ای کاش خودم آن را کشف کرده بودم». اما این دوربین اصلاً به مخاطب کاری ندارد. هر جا که بخواهد سرک می‌کشد. انتخاب بد زوایای دوربین هم باعث می‌شود برخی صحنه‌ها و مکالمات سوخت شوند. فیلم «زن افسون‌گر» از آن دست فیلم‌های هیجان‌انگیز است که می‌توانست یک اثر رازآلود و جنایی خوب شود اما کارگردان متوسط آن چنین اجازه‌ای را نداده و فیلم در بدو ایجاد فضایی رازآلود خود را لو می‌دهد و چیزی برای ارائه به مخاطب باقی نمی‌‌گذارد.