«لی یونگ جو» را باید کارگردان تازهکار و البته کمکاری دانست که طی ۲۰ سال در سینمای کرهی جنوبی تنها ۳ اثر را روی پرده برده است. بههیچ عنوان نمیتوان او را یک فیلمساز جریانساز شناخت، چرا که در دو اثر قبلی خود دو فضای دور از هم و متفاوت را پرداخت کرده است؛ دو اثر نسبتاً ضعیف در ژانرهای دلهره و ملودرام. حال در سومین اثر خود وارد دنیای اکشن و هیجانانگیز شده است. اما نمیتوان از این گذشت که او در اثر جدید خود چه پرسشهای اساسیای را در باب هستی و زندگی مطرح میکند. بههمین سبب است که در میانهی فیلم مخاطب کمی به فکر فرو میرود که آیا انسان با دانایی از نامیرایی خود دست از رسیدن به کمال مطلوب دست برمیدارد؟ فیلم «سئوبوک» در طول خود دائم در حال طرح این پرسشها از زبان کاراکترهای خود است.
«سئو بوک» نام انسانی است که از طریق لقاح مصنوعی و در آزمایشگاه با استفاده از سلولهای بنیادین خلق شده است. حال او تبدیل به ابرانسانی شده است که چندین برابر هر انسان دیگر در هر زمینهای توانایی دارد. باتوجهبه خطراتی که در کمین این مخلوق است، دولت کرهی جنوبی افسر «مین» را مأمور حفاظت از او میکند و بتواند او را از آزمایشگاه تا مخفیگاه جدید اسکورت کند. افسر مین نقطهی مقابل سئو بوک محسوب میشود؛ مین چند ماهی بیشتر زنده نخواهد ماند. همین نقطهضعف باعث میشود که مأمورین عالیرتبهی دولتی او را ترغیب کنند تا این مأموریت را قبول کند و بتواند از مزایای درمان بیماری خود با استفاده از سئو بوک بهرهمند شود.
فیلم در باب حرص و طمع تمام ذینفعان این ماجراست. هر گروهی سعی دارد تا این مخلوق را از آن خود کند و در این مسیر مین و سئو بوک به یکدیگر نزدیک میشوند و اینجاست که پرسشهایی هستیشناسانه بین آنها رد و بدل میشود. اما باید گفت ظرفی که کارگردان برای این دیالوگها ایجاد کرده است بسیار کوچک و البته حقیر بهنظر میرسد. مسلماً مخاطب این فیلم فردی نیست که هانا آرنت یا هایدگر مطالعه کرده باشد. این فیلم یک اثر هیجانانگیز با شمهای از سینمای اکشن است که نیازمند برشهایی سریع و ایجاد تعلیقهای پیدرپی است. پس مسلماً نه کارگردان و نه ژانر اثر چنین کششی را ندارند. مثال نقض این توضیح فیلم «مخمصه» اثر مایکل مان است که آن فیلم نیز در چنین ژانری به درون تنهایی کاراکترها رسوخ میکرد. باید گفت که یک فیلمساز ابتدا باید دچار مسیری در فیلمسازی خود شود و بعد بتواند چنین تلفیقی را میان محتوا و فرم اثر ایجاد کند. با این تعاریف میتوان گفت که حداقل لی یونگ-جو چنین فیلمسازی نیست یا اینکه هنوز نتوانسته به آن کادربندی هویتی خود در سینما برسد.
فیلم «سئو بوک» در ایجاد فضای اکشن و هیجانانگیز خود نیز دچار ایرادات اساسی است و بهنوعی نشان از اثری دارد که کاملاً عجلهای سرهمبندی شده است. مخاطب جدید سینمای هیجانانگیز نیاز به روایتی منطقی دارد تا بتواند وارد تخیل و دنیای انتزاعی فیلمساز شود و پس از آن است که او بهراحتی خود را با شرایط این دنیای جدید وفق خواهد داد. اما فیلمساز در اولین گام نتوانسته این دنیا را بسازد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.