پوستر فیلم دارک‌وب:‌ زنجره ۳۳۰۱ (‌زنجره حشره‌ای شبیه جیرجیرک است)

یک اثر منفعل

دارک‌وب:‌ زنجره ۳۳۰۱ (‌زنجره حشره‌ای شبیه جیرجیرک است)
Dark Web: Cicada 3301
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آلن ریچسون هم بعد از کسالت از بازی در انواع و اقسام فیلم‌ها به این نتیجه رسیده است که تبدیل به بازیگر-کارگردان شود. بعید نیست تمام فیلم‌هایی که بازی کرده و احتمالاً تمام آثاری که تماشا کرده و مورد دلخواه‌اش بوده‌اند را بتوان در این فیلم سراغ گرفت.
کانر متصدی یک بار است که در زندگی مخفی‌اش و در بین دیوارهای خانه مشغول جست‌و‌جو در دارک‌وب و هک کردن است. در سکانس افتتاحیه او با یک به‌ذهن‌سپاری ساده از کارت اعتباری یکی از مشتریان بار به‌راحتی حساب او را خالی می‌کند. اما فیلم تماماً روایت او در میان اعضای سازمان سیا و قاضی در پشت درهای بسته است. کارگردان سعی کرده از همین ابتدا کاراکتر کانر را شبیه کایزر شوزه در مظنونین همیشگی جلوه دهد؛ شخصی که ماجرا را آن‌طور که بخواهد روایت می‌کند. پس مخاطب نباید انتظار داشته باشد که تمام روایت کانر چیزی باشد که انتظار حقیقت از آن داشته باشیم. اما چرا باید گفت که روایت فیلم کاملاً ابتر باقی می‌ماند؟ دلیل آن ساده است؛ عدم تسلط کارگردان به فضایی که روایت در آن شکل می‌گیرد. شخصیت کانر قرار است تبدیل به یک قهرمان در روایتی هیجان‌انگیز و پوچ شود. کارگردان سعی کرده بخشی از شخصیت کاراکتر کانر را در سایه قرار دهد تا مخاطب را در سکانس پایانی دچار غافلگیری کند. اما باید گفت در پایان کسی که بیش از همه غافلگیر می‌شود خود کارگردان است و نه مخاطب.
کارگردان برای پیشبرد داستان خود سعی کرد دو کاراکتر دیگر را نیز در کنار کانر قرار دهد؛ توری و اِیوی. اما حضور این دو کاراکتر فیلم را بیشتر شبیه ملغمه‌ای از آشفتگی‌های روایی می‌کند. کانر و توری برحسب اتفاق درگیر حل یک معما می‌شوند که یک گروه زیرزمینی در وب آن را طراحی کرده است. آنها مرحله‌به‌مرحله پیش می‌روند تا بدانند انتهای ماجرا کجاست. اما فیلم در میان این آشفتگی آنچنان سردرگم می‌ماند که حتی مرور خاطرات سیاه کانر هم کمکی به پیشبرد روایت نمی‌کند. شاید در برخی از صحنه‌های فیلم دچار این امیدواری می‌شویم که با یک کمدی-ابزورد طرف هستیم. اما همه‌چیز در سطح خود باقی می‌ماند و دائم سکانس‌هایی را مشاهده می‌کنیم که هر کدام جز دست‌و‌وا زدن‌های فیلم‌ساز نیستند. یکی از سکانس‌هایی که مخاطب دیگر از فیلم زده می‌شود همان مهمانی بالماسکه است که تقلید کودکانه‌ای از فیلم آخر کوبریک و برخی اکشن های موجود در فیلم «تاکسیدو» محصول ۲۰۰۲ است. این آشوب ایجادشده در روایت تا پایان فیلم ادامه می‌یابد و حتی آن ژست «من از همه بهترم» کانر نیز نمی‌تواند کمکی به هضم آن کند. این فیلم پتانسیل آن را داشت که در برخی سکانس‌ها خود را نجات دهد و مخاطب بتواند از یک اثر هیجان‌انگیز و در عین حال مفرح لذت ببرد اما با اصرار سعی کرد همین پل‌ها را نیز پشت سر خود خراب کند و در نهایت جز تلی از آشفتگی‌ها چیزی باقی نگذارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟