پوستر فیلم بحران

اخلاق کلید‌واژه‌ی مواجهه با بحران

بحران
Crisis
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که به روند فیلم‌سازی برخی کارگردان‌ها می‌نگریم کمی لذت همراه با تحسین ما را در بر می‌گیرد. این دسته از کارگردان‌ها دنیای سینمایی خاص خودشان را دارند و سعی می‌کنند با گزیده‌کاری همان دنیا را از زوایای مختلف دچار روایت کنند. «نیکولاس جرکی» که باید گفت در ابتدای راه فیلم‌سازی خود است نیز در این دسته جای می‌گیرد. او اولین اثر خود را در سال ۲۰۱۲ و با نام «واسطه‌گری» روی پرده برد. او در این اثر با درون‌مایه‌ی بحران به‌سراغ یک تاجر و سهام‌دار بورس موفق رفته بود و در درام خود توانسته بود تعادلی زیبا را بین دنیای بی‌رحم بیرون از خانه و فضای در حال فروپاشی خانواده ایجاد کند. حال و در سال ۲۰۲۱ و دوباره با همان کلید‌واژه‌ی بحران که از قضا نام خود فیلم نیز است به‌سراغ روایتی از سه منظر رفته است؛ مواد مخدر. شاید با دیدن این دو اثر از جرکی به این نتیجه برسیم که او چندان به ساز و کارهای دنیای امروزی خوش‌بین نیست. به‌همین دلیل است که روایت خود را سه‌پاره کرده و از منظر سه کاراکتر به درون دنیای بی‌رحم قرص‌های مسکن و مخدر رفته است. کاراکتر اول زنی معمار با نام «کلر» است. کلر که خود در دوره‌ی پاکی از قرص‌های مسکن و مخدر است بر اثر یک اتفاق تنها پسرش را قربانی این مواد می‌بیند و در پی انتقام است. دومین کاراکتر داستان پلیسی با نام «جیک» است که در بخش مبارزه با مواد مخدر پلیس مشغول انجام یک عملیات مخفی علیه قاچاقچیان این قرص‌هاست. او هم مانند کلر از اثرات مواد مخدر در امان نمانده و خواهرش را در دام می‌بیند. اما ضلع سوم روایت را دکتری با نام «تایرون» کامل می‌کند. او زندگی عادی و به‌دور از هر حاشیه‌ای دارد. اما مشکل اصلی از زمانی آغاز می‌شود که آزمایشگاه تحت رهبری او موظف به آزمایش روی قرصی می‌شود که یک شرکت دارویی بزرگ قرار است راهی بازار کند. این قرص قرار است جانشین قرص‌های معمول همچون متادون شود که به‌قول سازندگان آن اعتیاد کمتری نسبت به آنها دارد و فرد معتاد با استفاده از آنها به‌راحتی می‌تواند دوران نقاهت خود را پشت سر بگذارد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که آزمایشگاه پی می‌برد این قرص چندبرابر قرص‌های دیگر اعتیاد دارد و در درازمدت عدم مصرف آن باعث مرگ فرد مصرف‌کننده خواهد شد. حال با سه واکنش اخلاقی از سه ضلع این مثلث مواجه هستیم؛ مادری که به‌دنبال انتقام است، پلیسی که سعی دارد ریشه را پیدا کند و در نهایت دکتری که قرار است آینده‌ی خود را فدای اخلاقیات کند. روایت سه‌پاره‌ی فیلم هم‌زمان و به‌صورت منقطع پیش می‌رود. کارگردان بدون تزریق هیجان قلابی به فیلم خود سعی دارد درون‌مایه‌ی بحران را به مخاطب القا کند. باید گفت که در این کار موفق است و توانسته روایت و شخصیت‌ها را هم‌زمان به‌بار بنشاند.
فیلم «بحران» در باب چیزی با نام اخلاق از منظر سه کاراکتر در سه دنیای مختلف است. جرکی مشکل را نه در قاچاق مواد مخدر و نه در معتادان جست‌و‌جو می‌کند. نوک پیکان او به‌سمت غول‌های داروسازی است که با کت‌وشلوارهای ۲۰هزار دلاری داعیه‌‌ی خیرخواهی و کمک به بشریت را سر می‌دهند. شاید در این فیلم این دسته به‌طور اخص در مرکز این دایره قرار دارند، اما اگر بخواهیم کنایی به آن نگاه کنیم، می‌توانیم تعداد زیادی از این چهره‌های خندان و دلسوز برای بشریت را همچون گرگ‌هایی در پوست گوسفند در تجارت‌های بزرگ دیگر مشاهده کنیم. فیلم «بحران» در روایت خود کاملاً موفق است و هیچ نشانی از فیلم‌های قلابی که درون‌مایه‌ای جذاب را فدای صحنه‌های اکشن خود می‌کنند ندارد. شاید جرکی برای فیلم بعدی خود باز هم فاصله‌ای طولانی را در نظر بگیرد اما مخاطب سینمای او می‌داند که قرار است در اثر بعدی هم از سینما لذت ببرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟