تأثیر بیچونوچرای فیلمی مانند «جنگیر» را نمیتوان روی فیلمهای ساختهشدهی بعد از خود نادیده گرفت. پدیدهی جنگیری بعد از این فیلم بود که تبدیل به یکی از فاکتورهای اصلی تقابل انسان و شیطان در فیلمهای دلهره شد. «جاستین پی.لانگه» بعد از فیلم تقریباً خوب «تاریک» در سینمای دلهره، حال و در سال ۲۰۲۱ اقدام به ساخت «روز هفتم» در همین ژانر کرده است. «گای پیرس» نیز در این فیلم نقش یکی از کاراکترهای اصلی فیلم – پدر پیتر- را برعهده دارد.
فیلم در باب تقابل انسان و شیطان از طریق تسخیر کالبدهاست. گویی قرار است تقابل انسان مقاوم در برابر وسوسهها را با برههای رامشدهی شیطان شاهد باشیم. مسلماً با پلات جذابی در ژانر دلهره سروکار داریم. تا پیش از این هر چه از جلسات جنگیری دیده بودیم، چیزی جز تلاشهای مکرر برای نجات کالبد انسانی نبود. در آن تلاشها پدر روحانی با استفاده از آب مقدس و کلام کتاب مقدس به جنگ با شیطان درون آن کالبد میرفت و عموماً هم موفق بود. اما در این فیلم با روایتی معکوس مواجه هستیم. مخاطب سینمای دلهره پس از گذشت حدود ۲۰ دقیقه از فیلم متوجه نزدیکی کاراکتر پدر پیتر با شخصیت کنستانتین میشود. در فیلم کنستانتین که یکی از بهترین تقابلهای انسان و ابلیس در قالب سینما را بهتصویر کشیده بود، کاراکتر کنستانتین نیز همانند پدر پیتر به درکی از رابطهی انسان و شیطان رسیده بود که با شامهی قوی خود بهسراغ فرشتههای هبوطکرده میرفت و آنها را دوباره به دوزخ بازمیگرداند. اما آقای لانگه در این فیلم چیزی جز همین شباهتهای کوچک بین پیتر و کنستانتین نشان نمیدهد و کل ماجرا را تبدیل به روایتی معکوس میکند. در فیلم «روز هفتم» کنایهای از هفتمین روز آفرینش وجود دارد که در یکی از دیالوگهای بین شیطان و انسان در فیلم بیان میشود. گویی شیطان در حال اشغال کالبدهای انسانی است تا دنیای ساختهی بشر و مهمتر از آن خود بشر را بهتسخیر درآورد و در نهایت علیه آفریدگار اعلان جنگ کند.
همهی این درگیریها و چالشها را قرار است در ۸۷ دقیقه شاهد باشیم که این زمان کم برای بارور شدن روایت تبدیل به یک پاشنهآشیل میشود. فیلم از ابتدای خود سعی ندارد یک اثر مینیمال را به ما نشان دهد، برعکس، در پردهی اول خود نشان از یک اثر کلاسیک با سه پردهی نزدیک به چهل دقیقه دارد. بههمین سبب است که مدت زمان فیلم یکی از نقاط ضعف اساسی آن محسوب میشود. نکتهی دیگری که در این فیلم خودنمایی میکند، ضعف در چهرهپردازی و صحنهآرایی و در نتیجه میزانسن است. در هیچکدام از لوکیشنها موسیقی و میمیک صورت کاراکتر با فضا و اتفاقی که در آن فضا قرار است رخ دهد وجود ندارد. فیلم «روز هفتم» یک اثر معمولی و بهدور از تعلیقهای سینمای دلهره است. فیلم یک راوی از سری اتفاقهای رخداده در بالتیمور است. مخاطب با دیدن این اثر گویی در حال تماشای اخبار حوادث از صفحهی نمایش خود است و در برخی جاها واقعاً چیز با نام سینما جریان ندارد. برای یک اثر سینمایی چیزی بدتر از این نیست که ارتباط بین مخاطب و خود را، ولو بهاندازهی یک ثانیه، از دست دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.