تصویر زنی جوان که سوار قطاری است، آغازگر فیلم میباشد. «دارا» از جایی به سوی خانه بازمیگردد؛ آن هم خانهی پدری. او همین که وارد خانه میشود مکث کوتاهی میکند و با آرامش و نگاهی عمیق اطراف را مینگرد. انگار درحال مرور خاطرات گذشته است. او در حال گشتن در جایجای خانه است تا اینکه در مقابل یک پیانو میایستد و با نشستن روبهروی آن و حرکت دادن دستهایاش بر روی کلیدهای پیانو شاید تنها خاطرهی خوبی را که برایاش به معنای زندگی است، مرور میکند. او در خانه گردش میکند و به دنبال چیزی میگردد که او را به خودش متصل کند. دارا در آینه هم که مینگرد انگار خودش را دیگر نمیشناسد.
فیلم «با اشتیاق» داستان تنهایی دارا است. زنی که بعد از اینکه دختری کوچک را به این دنیا میآورد دچار مشکلات روانی شده و برای آرامش و یافتن دوبارهی خود تصمیم به رفتن به یک مرکز درمانی میکند. او که خودخواسته به این مرکز رفته است اما توسط همسرش؛ «دنی» درک نمیشود و حالا هم که بعد از دو سال دوری به ناگاه به خانه بازگشته است نمیتواند توسط دنی درک شود. شاید دنی نیز همه چیز را از زاویهی خود میبیند و برایاش سخت است که ببیند عشقش و مادر فرزندش به ناگاه آنها را رها کرده و برای این همه روز دیگر خبری از او نشده است. فیلم از همان سکانس ابتدایی و با نشان دادن اتفاقاتی که برای دارا در حال رخ دادن است ما را وارد داستان او میکند و ما در تمام مسیر با او همراه میشویم. دارا سخت تلاش میکند تا خود را دوباره برای دخترش بشناساند. او که با دیدن دنی در کنار زنی دیگر؛ آن هم زنی که خود فرزندی را در راه دارد، میشکند اما سعی میکند باز هم بایستد و برای فرزندش مادری کند. روند روایت فیلم و نشان دادن تمام حالات دارا در تصاویری زیبا باعث شده ما بتوانیم او را و حتی دنی را درک کنیم. فیلم نه تنها در نشان دادن شخصیت دارا بلکه در نشان دادن دنی و «ترسا» و حتی پدرِ دارا نیز به خوبی عمل کرده است و ما میتوانیم با تمام شخصیتهای داستان همراه شویم. ارتباط دارا با دنی بدون اینکه فیلم بخواهد فلشبکی به عقب بزند به خوبی نشان داده شده است. مکالماتی که بین دارا و دنی و نیز دارا و پسر جوانی که اتفاقی با او دوست شده است، ایجاد میشود، در دانستن عمق احساسات این دو عاشق قدیمی و رابطهی گذشته آنها بسیار مؤثر بوده است. اینکه ترسا میتواند رابطهی دارا و دنی را درک کند نیز در ایجاد احساسات عمیق فیلم و واقعی نشان دادن روند داستان موثر بوده است. اتفاقی که عموماً در فیلمهای دیگر رخ نمیدهد و همواره در دیگر فیلمها میخواهند این رابطه را به عنوان چالشی در داستان قرار دهند. فیلم اما از همین سوژه به شکل بهتری استفاده کرده و داستان خود را عمیقتر نموده است. درواقع اگرچه داستان فیلم به ظاهر بسیار تکراری است اما در درون با ایجاد رابطههایی پخته و عمیق بین شخصیتهای خود توانسته داستان را از حالت تکراری در آورد و به گونهای تمام شخصیتهای خود را افرادی ناچار نشان دهد که همگی علیرغم تلاشهاشان در روندی گرفتار شدهاند که در هر صورتی قرار است کسی آسیب ببیند.
تصاویر فیلم نیز در ایجاد این ارتباط عمیق ما با فیلم بسیار تأثیرگذار بودهاند. نشان دادن کلوزآپهایی از تمام شخصیتها در زمانهای حساس و به ویژه کلوزآپهای دارا ما را در شناخت آنها و احساساتاشان کمک کرده است. همان سکانس ابتدایی و کلوزاپهایی که از دستهای دارا نشان داده میشود زمانی که به اشیای خانه دست میزند یا زمانی که دخترش را لمس میکند همگی جزو این تصاویر محسوب میشوند. حرکت آهسته و لرزشی دوربین بهویژه در زمانی که دوربین مدیومشات است، یکی دیگر از مزیتهایی است که اضطراب دارا و تنشی را که در تمام شخصیتها وجود دارد را توانسته به خوبی به تصویر بکشد. البته که «سارا ساترلند» با بازی خوب و احساسی خود هم یکی دیگر از مزیتهای فیلم محسوب میشود که باعث عمیقتر شدن داستان فیلم و شخصیت دارا شده است.
دانلود از دیجیموویز