پوستر فیلم مایا؛ زنبورعسل ۳: گوی طلایی

کودکانه‌ای ساده اما تکراری

مایا؛ زنبورعسل ۳: گوی طلایی
Maya The Bee 3: The Golden Orb
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده سارا

روز اول بهار است و «مایا»، زنبورعسل کنجکاو کندو، اولین نفر است که به امید تماشای طلوع خورشید از خواب بیدار می‌شود. او در ابتدا و طبق معمول همیشه به سراغ دوست قدیمی‌اش، «ویلی» می‌رود و او را از خواب بیدار می‌کند. اما کمی نمی‌گذرد که کنجکاوی بیش از اندازه‌ی مایا در طی اتفاقاتی منجر به خراب شدن تمام محیط کندو می‌شود؛ محیطی که آماده شده بود تا همه‌ی زنبورهای عسل روز اول بهار را جشن بگیرند. این خرابکاری منجر به عصبانیت ملکه می‌شود و در ادامه مایا برای جبران اشتباه خود سعی می‌کند نقش یک قهرمان را بازی کند و یک گوی طلایی‌ای را که به صورت ناگهانی به دست‌اش رسیده است را به خانه اصلی‌اش بازگرداند.
انیمیشن «مایا؛ زنبورعسل» که کودکان دهه‌ی شصت آن را به نام انیمیشن «نیک و نیکو» می‌شناسند، اولین بار در سال ۱۹۷۵ به صورت یک سریال کارتونی کودکانه در دو فصل ساخته و ارائه شد. این انیمیشن و شخصیت‌های آن که به گونه‌ای ساده و جذاب و البته دارای کنجکاوی‌های کودکانه بودند به‌سرعت توسط کودکان آن زمان و حتی بعدها توسط کودکان نسل‌های بعدی به عنوان شخصیت‌های مستقل و دوست‌داشتنی پذیرفته شدند. چنانکه در سال ۲۰۱۲ یک سریال کارتونی دیگر با همین شخصیت‌ها ساخته شد یا بهتر بگوییم؛ بازسازی شد. دو فیلم بلند دیگر نیز با این کاراکترها در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ منتشر شد تا در سال ۲۰۲۱ مایا و ویلی دوباره به خانه‌های دوست‌داران خود بازگردند.
در این انیمیشن جدید ما باز هم همان کنجکاوی‌ها و همان تلاش‌های کودکانه‌ی مایا و ویلی را شاهد هستیم. اما آنچه که این انیمیشنِ تازه می‌خواهد ارائه دهد، حرف خاصی برای گفتن ندارد و درواقع یک داستان ساده و تکراری است که در تمام انیمیشن‌های دیگر می‌توان آن را دید؛ داستان تلاش صادقانه‌ی دو کودک برای قهرمان شدن و البته وجود یک گروه در مقابل آنها برای ایجاد هیجان در داستان. مایا و ویلی به همراه «رانی» و «بانی» دو مورچه‌ی بامزه و دوست آنها در این ماجراجویی قرار نیست اتفاق خاصی را در پیش روی خود داشته باشند. آنها مدام از دست سه سوسک خبیثی که خواهان گرفتن گوی طلایی از آنها هستند کاملاً اتفاقی فرار می‌کنند و حتی قرار نیست خودشان نیز کار چندان خاصی را انجام دهند. از سوی دیگر تصاویر انیمیشن هم چندان جذابیت‌های خاصی را برای دیده شدن ندارد. تصاویر آنقدر دارای رنگ‌های تندی هستند که حتی باعث شده انیمیشن از وجه واقعی بودن خود نیز خارج شود و اغراق‌شده به‌نظر برسد. اگر نسخه‌ی قدیمی این انیمیشن را دیده باشید، متوجه تفاوت دو دنیای انیمیشن‌ها خواهید شد و سادگی و رنگ‌های واقعی‌تر آن دنیای قدیمی‌تر را بیشتر خواهید پسندید.
البته که انیمیشن «مایا؛ زنبورعسل۳: گوی طلایی» با داستان ساده و با نوع روایت آرام خود می‌تواند کودکان را برای ساعتی در برابر خود بنشاند. اما قطعاً جذابیت‌های یک انیمیشن مانند انیمیشن «بری زنبوری»؛ محصول ۲۰۰۷، را نخواهد داشت. این انیمشین درنهایت می‌تواند سرگرمی‌ای یکباره برای کودکان باشد تا آنها از دیدن آن لذت ببرند. اما داستانی مانند داستان «بری زنبوری» کودکان را با وجه دیگری از زندگی و نگاه به حیوانات آشنا می‌کند. وجهی که کودکان کنجکاوانه آن را بخواهند ببینند و برای‌شان تازگی داشته باشد. ارائه‌ی یک داستان تازه به کودکانی که امروزه با انواع و اقسام انیمیشن‌های گوناگون روبه‌رو هستند، کار چندان آسانی نیست. از این رو شاید سازندگان این نوع انیمیشن‌ها باید به نوعی شجاعت و جسارت لازم را برای پاگذاشتن در مسیر یک داستان جدید را داشته باشند تا بتوانند کودکان را هم با خود همراه کنند. «نوئل کلری» سازنده‌ی این انیمیشن نیز شاید برای پایدار ماندن انیمیشن‌های خود باید پا در این عرصه گذارد.

لینک از سایت دوستی‌ها

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟