دختری با خود چیزهایی زمزمه میکند. کلماتی گلچین شده را به زبان میآورد بدون اینکه دقیقاً این کلمات به هم ربط داشته باشند. انگار در حال نوشتن است و در حال خارج کردن هر چیزی که در مغزش وجود دارد. او درحال تخلیهی افکارش است. تصویر دستی که سیگاری روشن را در میان انگشتان خود گرفته است در کادری کوچک دیده میشود. اطراف کادر تماماً سیاه است، چنان چون دنیای دختر. اما همین که چشمان دختر باز میشود و خود را در موقعیتی که هست باز میشناسد، تمام آن کارد سفید میشود. موقعیتی که حالا دیگر همه چیز در آن بیرنگ است و اجسام مختلف بدون رنگ و بیروح در اطراف او به صورت شلختهواری قرار گرفتهاند. «رین» منتظر نشانهای است. پس به دنبال نشانهها از خانه خارج میشود.
انیمیشن جادوئی «روح محافظ» داستان دختری گم شده است. دختری که دیگر هیچ چیز اطرافاش آن گونه نیست که در واقعیت وجود دارد. زمانی که رین چشماناش را میبندد دنیایاش سیاه رنگ است و تنها از خطوطی تشکیل شده است که بیحرکت و ثابت درکنار هم قرار گرفتهاند، بدون اینکه حتی شکلی خاص را به خود داشته باشند. پارهخطهایی صاف، نیمخطهایی مورب یا خطوط شکستهای که همگی با هم در ذهن رین به جلو و عقب میروند. اما رین همین که چشماناش را باز میکند دنیا برایاش آنقدر سفید میشود و آنقدر بیروح میشود که این بار هم تنها خطوطی خاص را میتواند ببیند. اما کمی بعد خطوط رنگیاند و اشکال متفاوت این بار با رنگهایی متفاوت در دنیای رین دیده میشوند اما رین نمیداند این خطوط چه هستند. او مدام خود را در میان دنیایی میبیند که نمیداند چیست و نمیداند قرار است او را به کجا ببرد. رین دختری است که آنقدر گم شده که دیگر خودش نیز نمیداند در چه دنیایی قرار گرفته است، از این رو است که دنیای پیراموناش هر لحظه به شکلی و هر دقیقه به گونهای دیگر دیده میشود. ما نیز که درحال دیدن دنیای رین هستیم درست به مانند خوِد او گیج و منگ خواهیم شد و نمیدانیم این دنیا قرار است ما را به کجا ببرد.
این انیمیشن اما گاه از دید عادی نیز به دنیا نگاه میکند. زمانی که رین با کسی خارج از دنیای خودش حرف میزند دنیا عادی میشود و همه چیز دوباره شکل واقعی به خود میگیرد. همه چیز در جای خود است و آدمها هر یک در دنیای خود به سر میبرند. یکی غذا میپزد، دیگری در خیابانها پرسه میزند و کسی دیگر نیز موسیقی مینوازد. انگار همهچیز در اینجا واقعی است. اما رین نمیتواند این واقعیت را تحمل کند پس دیری نمیگذرد که دوباره گرفتار افکار و خطوط ذهناش میشود و سعی میکند به سرعت فرار کند و این بار به خانه بازگردد. رین درواقع به دنبال یافتن خود از خانه خارج شده بود و حالا دوباره سمت آن میدود.
کارگردان انیمیشن کوتاه شانزده دقیقهای «روح محافظ»، «آدرین مریگو»، به زیبایی توانسته ما را در دنیای خودش غرق کند و اشکال متفاوتی را در دنیایی عجیب نشانمان دهد و البته با موسیقی و صداهایی که بر روی تصاویر قرار گرفتهاند بر حجم غریب بودن این دنیا بیفزاید. صدای رین که تنها گاهگداری شنیده میشود نیز از عمق این دنیا حرف میزند. حرفهایی بریده بریده و جدا جدا که خود نشان از ذهنی خسته و گمشده دارد.
این فیلم کوتاه را از اینجا در کانال تماشا کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.