پوستر فیلم استاد یین یانگ

فیلمی در قدوقواره‌ی یک اثر فانتزی

استاد یین یانگ
The Yin yang Master
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گویا به‌ازای هر کدام از افسانه‌های چینی که امسال بدل به فیلم می‌شوند، یک مابه‌ازای قوی‌تر نیز از سویی دیگر نمایان می‌شود. در میانه‌ی سال ۲۰۲۰، دیزنی اثر مولان را برای چندمین بار بازسازی کرد. اما نسخه‌ی چینی دیگری از این اثر ساخته شد که به‌مراتب در سطحی بالاتر بود. هر قدر بخواهیم مولان ساخت دیزنی را یک اثر برای مخاطب انبوه نوجوان و کودک در نظر بگیریم، باید گفت مولان ساخت چین یا همان «مولان بی‌نظیر» یک سروگردن بالاتر از کودکانه‌ی دیزنی بود. حال سینمای چین نیز در این نوع ساختِ موازی یک افسانه با دو زاویه‌دید، همان راه را رفته است. یک اثر با نام «استاد یین یانگ؛ رؤیای جاودانگی»، که کارگردانی آن را یک سلبریتی، این روزها همه‌کاره، بر عهده داشت، همچون یک چینی شکسته دیگر قابل بند زدن نبود. اما «استاد یین یانگ» محصول ۲۰۲۱، یک فانتزی قابل قبول با همان درون‌مایه‌ی داستانی است که مخاطب را به سرعت در دنیای ساخته‌ی تخیل کارگردان غرق می‌کند.
این بار باید گفت که هزینه‌ی زیاد چینی‌ها در ساخت یک فانتزی قابل قبول است و کاراکترهای زیاد و پرداخت با دقت به جزئیات این کاراکترهای فانتزی نشان‌دهنده‌ی یک استوری‌بورد قوی در پیش‌تولید اثر است.
داستان همان فانتزی انسان و اهریمن و با محوریت شخصیت «چینگ مینگ» به‌عنوان یک نیمه‌انسان-نیمه‌اهریمن است. در این نوع فانتزی‌ها پروتاگونیست و آنتاگونیست در مفهوم کلاسیک خود در قامت نماینده‌های خیر و شر مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. در مقام قیاس باید گفت که چینگ مینگ این داستان همان کاراکتری است که فیلم محصول ۲۰۲۰ از به‌تصویر کشیدن آن عاجز مانده است. در تمامی داستان‌های کلاسیک همیشه خرده‌پیرنگ عشق در کنار قهرمان داستان خودنمایی می‌کند و بار ملودرام اثر بر دوش همین خرده‌پیرنگ است. در این اثر هم شاهد عشقی کلاسیک بین قهرمان داستان و زنی که شیفته‌ی اوست هستیم. اما کارگردان در این داستان فرعی غرق نمی‌شود، بلکه از آن استفاده می‌کند تا موضوع کلاسیک خود را با وصال و فراق این دو کاراکتر گره بزند.
فیلم «استاد یین یانگ» از همان آثار فانتزی به‌حساب می‌آید که نورپردازی آن به‌قدری خوب و متناسب با فضای داستان است که مخاطب گاهی اوقات فراموش می‌کند با یک اثر پرده‌سبزی و مملو از جلوه‌های ویژه‌ سروکار دارد. همین کانتراست باعث شده تا کاراکترهای اهریمنی قابل هضم‌تر شوند. این تفاوت را زمانی به‌خوبی درک می‌کنیم که اثر قبلی را مشاهده کرده باشیم و پس از آن به‌سراغ این اثر برویم. تفاوت‌ها و قدرت این فیلم از راه قیاس دو اثر در ذهن مخاطب نقش می‌بندد. در نهایت باید گفت سینمای تجاری چین هر سال به چند اثر متوسط و قابل دیدن مانند این فیلم نیاز دارد تا بتواند در میان هزینه‌های هنگفت خود، وارد مسیر رقابت جهانی با آثار دیگر کشورها شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟