«گریس» با چشمانی گریان پشت میزی نشسته و نامهای را در دستاش گرفته است. باران شدیدی بیرون خانه میبارد. گریس از جای بلند میشود و با برداشتن شمشیری از خانه خارج میشود. «جوزپ»؛ همسر گریس از درختی به دار آویزان، دیده میشود. گریس در همان باران زمین را میکند و با شمشیر طناب آویزان را میبرد و همسرش را دفن میکند.
فیلم «مکافات» سرگذشت زنی بیوه است که همسرش را به خاطر مبتلا شدن به بیماری طاعون از دست داده و حالا تلاش میکند بتواند خود و دختر تازه به دنیاآمدهاش را از دست مالک بیرحم زمیناش و نیز خرافاتی که در ذهن اطرافیاناش است، نجات دهد. جوزپ بعد از اینکه متوجه میشود دچار بیماری طاعون شده است برای اینکه همسر و فرزندش را به این بیماری دچار نکند خود را زودتر دار میزند اما روستاییان هرگز این اتفاق را باور نمیکنند و معتقداند که گریس و دخترش با شیاطین رفتوآمد دارند که توانستهاند از دست این بیماری در امان باشند.
اتفاقات فیلم در سال ۱۶۶۵ رخ میدهد، درصورتی که اولین بار دلیل بیماری طاعون در سال ۱۸۹۴ کشف شد. پیش از این تا سالها تصور میشد این بیماری یک بیماری نحس و شیطانی است و جادوگرانی که با شیاطین در ارتباط هستند باعث ایجاد این بیماری میشوند. حکومتها که در ابتدا با اعتقاد بر اینکه گربهها روح شیطان را در خود دارند با کشتن این موجودات باعث افزایش موشها شده بودند – موشها هم به عنوان موجوداتی که طاعون را به راحتی میتوانند پرورش و پخش کنند، افزایش یافتند- وقتی میبینند نمیتوانند این بیماری را کنترل کنند دست به دامن به اصطلاح خادمان وفادار خداوند میشوند و به آنها مجوز میدهند تا هر کس را که تصور میکنند جادوگر است و روح شیطانی دارد را بکشند. گریس نیز گرفتار این افراد میشود و تلاش میکند خود را نجات دهد.
فیلم «مکافات» با سکانسهایی دردناک و متأثرکننده آغاز میشود اما این تأثیر دوام چندانی ندارد و رفتهرفته داستان فیلم به صورت یک شوخی نشان داده میشود چراکه توجه نکردن به اتفاقات داستان علیرغم تصاویر زیبایی که در فیلم مشاهده میشود، باعث میشود فیلم احمقانه و آشفته دیده شود. در تمام فیلم اتفاقات به گونهای رخ داده است که تنها و تنها گریس به عنوان شخصیت قهرمان داستان نشان داده شود و آنقدر فیلم به این موضوع اصرار دارد که تمام جزئیات خود را هم بر همین اساس شکل میدهد. به مانند سکانسی که گریس به راحتی خود را از دست صاحب زمیناش نجات میدهد و صاحبِ زمین دیگر زحمت بازگشت مثلاً بازگشت شبانه را به خانه او هم به خود نمیدهد! یا زمانی که در زیر بار شکنجههای وحشتناک درد را هم نمیتوان در او مشاهده کرد و او میتواند با وجود تحمل آن همه درد هنوز هم از بسیاری از افراد پیرامونی خود قویتر باشد.از سوی دیگر گریم شخصیت گریس در فیلم هرگز تغییر نمیکند و او همیشه زنی زیبا با آرایشهای زیاد دیده میشود، حتی زمانی که زیر شکنجههای وحشتناک قرار گرفته است! از این رو فیلم هرچه بیشتر دور از ذهن دیده میشود. اما همانطور که اشاره نیز شد این زیباییها به جز در گریم گریس در مابقی فیلم باعث ایجاد تصاویری زیبا شدهاند. سکانسهای ابتدایی فیلم به خوبی نشان از دقت کارگردان و فیلمبردار در استفاده از لانگشات و مدیومشاتهایی با نورپردازیهای زیبا دارد. همچنین خوابهای گریس نیز اگرچه ربط چندانی به فیلم ندارند و فیلم را آشفته کردهاند اما باعث ایجاد فضا و تصاویری مرموز و زیبا شدهاند و میتوان گفت المانهای تصویری در این فیلم بر اصل داستان پیشی گرفته است و شاید تنها دلیلی که یک بیننده بخواهد دیدن فیلم را ادامه دهد همین تصاویر آن باشد.