پوستر فیلم جهنم خونین

وقتی هم می‌توان ترسید و هم می‌توان خندید

جهنم خونین
Bloody Hell
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«آلیا» دختری نوجوان در جنگل درحال دویدن است. سه مرد او را دنبال می‌کنند. آلیا برای اینکه به دام این سه مرد که خودشان را خانواده‌ی او می‌خوانند، گرفتار نبیند خود را به دریاچه‌ای می‌اندازد اما کمی بعد کسی او را از عمق دریاچه بالا می‌کشد. سکانس آغازین فیلم با اضطراب و دلهره‌ای این‌چنین آغاز می‌شود. سپس فیلم برش خورده و ما خود را در وسط شهر؛ جایی که مردی جوان به نام «رکس» در صف انتظار ایستاده است، می‌بینیم. رکس منتظر است تا به «مدی» دوست‌دختر خود که در پشت یکی از باجه‌ها نشسته است، برسد. اما همین که رکس خود را در برابر مدی می‌بیند چندین مرد بانقاب و تفنگ‌هایی در دست هجوم می‌آورند و همه چیز را بر هم می‌زنند.
فیلم «جهنم خونین» داستانی ترسناک و البته کمدی‌مانند است که در مسیر خود هم توانسته ترس و خشونت را نشانمان دهد و هم با ایجاد موقعیت‌ها و البته مکالماتی که بین شخصیت‌های فیلم رخ می‌دهد، داستان را طنزآمیز کند. ساختن فیلمی که هم وجه ترسناک را در خود داشته باشد و هم بتواند فضایی کمدی‌ ایجاد کند قطعاً کار راحتی نیست اما کارگردان این فیلم با وارد کردن یک شخصیت خیالی به داستان خود کمی طنز را به آن وارد کرده و با آدم‌خوار نشان دادن شخصیت‌های داستان‌اش جنبه‌ی ترسناک و تعقیب‌وگریز آن را هم نمایان کرده است. رکس به عنوان کسی که برای فرار از شهرت یا بهتر است بگوییم قضاوت افراد می‌خواهد به جایی سفر کند، به فنلاند کشیده می‌شود اما در همان ابتدا خود را در دام خانواده‌ای می‌بیند که آدمخوار بودن آنها برای‌اش رفته‌رفته آشکار می‌شود. در این میان اما «آلیا» که حالا دختری جوان و زیبا است با مابقی خانواده‌اش فرق می‌کند و احساسات او می‌تواند برگ برنده‌ای برای رکس و آزادی او باشند.
این فیلم همانطور که با سکانس‌هایی پرهیجان و استرس‌زا آغاز می‌شود کمی بعد جنبه‌ی کمدی خود را هم رو می‌کند و آهسته آهسته و به خوبی به روایت خود ترس را هم تزریق می‌کند. همچنین با ایجاد اتفاقاتی که می‌تواند بیننده را سورپرایز و هیجان‌زده کند مسیر فیلم را برای دیده شدن راحت‌تر هم کرده است. از سوی دیگر همانطور که گفتیم فیلم با وارد کردن شخصیت درونی و تفکرات رکس به صورت عینی در برابر بیننده باعث ایجاد فضایی کمدی‌ نیز شده است. این شخصیت با داشتن دیوانگی‌هایی خاص و افکاری که گاه طنزآمیز هستند توانسته بار طنز داستان را به خوبی به دوش کشد و روایت ترسناک فیلم را وجهی دیگر بدهد.
از بازی بازیگران و البته که بازیگر نقش رکس؛ «بن اوتول» هم نباید گذشت که با حرکات و نوع بازی خاص خود توانسته از پس این نقش برآید و جنبه‌ی کمدی داستان را نمایان‌تر نیز کند. اما جنبه‌ی قابل‌توجه داستان آن است که فیلم در ابتدا با رد شدن از موضوع ابتدایی خود بیننده را کنجکاو برای کشف راز اتفاقات اولیه‌‌اش نگاه می‌دارد و سپس در میانه‌ی خود با یک فلش‌بک و در زمانی مناسب به عقب برمی‌گردد و شرح کامل‌تری از اتفاقات اولیه را می‌دهد. اینگونه بیننده نیز نسبت به داستان و اتفاقات آن کنجکاوتر و البته هوشیارتر خواهد بود. اینکه بیننده نمی‌تواند اتفاقات را پیش‌بینی کند و رخ دادن اتفاقی که به‌ظاهر می‌تواند گره داستانی را باز کند داستان را پیچیده‌تر می‌کند هم از دلایل زیباتر شدن فیلم است. تمام این اتفاقات در نهایت باعث می‌شود بیننده با فیلمی مواجه شود که می‌تواند در عین ترسیدن در بعضی سکانس‌های‌اش، در بعضی دیگر از سکانس‌ها بخندد.