پوستر فیلم خلیج سکوت

تخیلی که به تصویر هم کشیده نشده بود

خلیج سکوت
The Gulf of Silence
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

فیلم با تصویر «دکتر لارا گَل» آغاز می‌شود که به دوربین نگاه می‌کند. او به عنوان مصاحبه‌شونده در برابر دوربین نشسته و قرار است درباره‌ی «اشیای ناشناس پرنده» و تحقیقاتی که در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ درباره‌ی این اشیا صورت گرفته است، حرف بزند. او که زمانی به عنوان یکی از مدیران ارشد یکی از سازمان‌های وابسته به این تحقیقات در رأس امور بوده است، حقایقی از وجود بشقاب‌پرنده‌ها را آشکار می‌کند که این سازمان‌ها همواره می‌خواستند آن را مخفی کنند.
چندی قبل بود که ریویو فیلم «فضانورد خدا»، محصول ۲۰۲۰، توسط کانال ارائه شد. همانطور که در آن ریویو ذکر شد و البته در فیلم هم قابل مشاهده بود کارگردان سعی کرده بود ارتباطی انتزاعی را بین خدا و انسان و کهکشان‌ها که به نوعی جهانی جدا از ما محسوب می‌شوند، ایجاد کند. فیلمی که تماماً متشکل از مونولوگ‌هایی بود که تنها با تصاویری بیرونی و ویدئوهای ناسا می‌خواست فلسفه‌ی وجودی انسان را نشانمان دهد اما درواقع هیچ چیزی نشانمان نداده بود. فیلم هیچ نشان سینمایی در خود نداشت و به هیچ عنوان نمی‌شد این فیلم را فیلمی سینمایی دانست. فیلم «خلیج سکوت» را نیز باید از همین منظر نگاه کرد با این تفاوت که این فیلم کاملاً تخیلی است و قرار نیست حتی با تلاشی چند درباره‌ی چیزی حرف بزند که شاید برای کسانی ملموس باشد.
تمام «خلیج سکوت» از ابتدا تا انتها با نشان دارد بازیگری که نقش یک دکتر محقق را بازی می‌کند و در برابر دوربین تنها دیالوگ‌هایی را بیان می‌کند، می‌گذرد. در این دیالوگ‌ها در ابتدا دکتر گَل کمی درباره‌ی خودش و شرایط خودش و چگونگی راه‌یابی‌اش به این پروژه‌ها صحبت می‌کند. این صحبت‌ها حتی هیچ انتزاع تصویری را هم در ذهن مخاطب ایجاد نخواهند کرد. در ادامه دکتر گل درباره‌ی تحقیقات‌شان و اینکه این تحقیقات چگونه انجام می‌شده و حتی درباره‌ی نور عجیب سبزی که در اعماق دریا دیده است، حرف می‌زند. در این زمان است که شاید بیننده علاقه‌مند به اینگونه دنیاهای خیالی بتواند با کمک تخیل خود و در ذهن‌اش این سخنان را به تصویر بکشد چراکه قرار نیست ما تصویر خاصی را ببینیم. این فیلم مانند آن است که کسی برای شما کتابی می‌خواند و شما در ذهن خود آن را به تصویر می‌کشید، از این رو است که می‌توان به‌راحتی گفت فیلم هیچ المان تصویری و سینمایی‌ای را در خود جای نداده است. البته که در میانه‌ی خود تصاویری جسته و گریخته نشان بیننده‌ی می‌دهد اما این تصاویر هم جز تصاویری از نورهای رنگارنگ در میان صفحه‌ای سیاه یا تصاویری از روزنامه‌های قدیمی چیزی نیستند.
این به اصطلاح فیلم را نه تنها در ژانر تخیلی نمی‌توان قرار داد بلکه به آن نسبت فیلمی سینمایی را نیز نمی‌توان داد. اینکه گاهی کسانی نسبت مستند بودن را به آن می‌دهند هم اشتباه است چراکه همه‌چیز در آن تخیلی است و هیچ حرف مستندی در آن زده نمی‌شود. اینجاست که بیننده در ذهن خودش حتی این سوال را هم ایجاد خواهد کرد که چرا کارگردان این‌گونه فیلمی را ساخته است؟ «ام.کی رودس»؛ کارگردانی تازه‌کار است که چندین فیلم کوتاه را در گذشته کارگردانی کرده است و برعکس این فیلم کارهای کوتاه قبلی‌اش پر از تصاویر زیبا هستند. شاید این فیلم برای او تجربه‌ای شود برای دانستن اینکه در سینما نه فقط داستان که تصاویری زنده و پویا است که می‌تواند بیننده را به شدت تحت‌ تاثیر خود قرار دهد و او هرگز نباید این المان مهم و اصلی را از فیلم خود بگیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟