سکانس آغازین فیلم پسر جوان سفیدپوستی به نام «باب» را نشان میدهد که در حال کشیده شدن بر زمین توسط چند جوان دیگر است. آنها باب را به سمت جماعتی از پسران جوان میبرند و طناب داری را که بر درختی بستهاند را بر گردن او میاندازند. سپس ماشینی که باب بر آن قرار گرفته و طناب دار بر گردناش است، حرکت میکند. فیلم برش میخورد. در سکانسهای کوتاه بعدی فیلم سخنرانیهایی را دربارهی جدا کردن سیاهپوستان از سفیدپوستان نشان میدهد.
فیلم «پسر جنوب» داستانی واقعی از باب پسر جوان سفیدپوستی است در دههی ۱۹۶۰ با دیدن تبعیضهای زیادی که سفیدپوستان بر سیاهان وارد میآورند، سعی میکند کاری انجام دهد. او که در ابتدا تنها نظارهگر اتفاقات است بهخاطر تحقیقی که دربارهی نژادپرستی در دانشگاه انجام میدهد وارد جامعهی سیاهان شده و رفتهرفته با این افراد آشنا میشود و اتفاقات را از زاویهی دید آنها میبیند. او دیگر نمیتواند نظارهگر باشد پس سعی میکند در تظاهرات مسالمتآمیز بعدی خود را عملاً وارد میدان کند و او نیز در برابر این تبعیضهای نژادپرستانه بایستد.
فیلم «پسر جنوب» سعی کرده است داستان باب که داستانی واقعی نیز میباشد را نشان دهد و تمام زاویههای زندگی او چه مشکلات شخصی و چه مشکلاتی که در میان راه قهرمانشدناش دارد را به تصویر بکشد اما این احساس در تمام فیلم بر مخاطب ایجاد خواهد شد که فیلم بیش از آنکه بخواهد به کاری که باب انجام میدهد و تأثیری که کارش میتواند بر روی اصل موضوع نژادپرستی میگذارد، تمرکز کند بر روی قهرمان نشان دادن او تمرکز کرده است. انگار فیلم تنها میخواهد یک سفیدپوست را منجی سیاهپوستان قرار دهد و تمام بار و زحمتی را که سیاهپوستان خود برای گرفتن حقشان دارند را بر شانههای باب قرار دهد یعنی همهچیز به خاطر تلاش باب رخ داده است. درواقع فیلم تنها به شخصیت باب پرداخته و از دیگر شخصیتهای مهم خود غافل مانده است؛ شخصیتهای سیاهپوستی که آنها بودهاند که باعث میشوند در ابتدا باب بتواند واقعیتهای موجود را ببیند. از این رو است که تمام فیلم بهنظر بزرگنمایی میآید. حتی فیلم باعث شده است از تأثیر کارهای باب که شخصیتی واقعی بوده و واقعاً کارهایاش اثرگذار بوده، کاسته شود. فیلم نهتنها لطفی در حق شخصیت اصلی داستان نکرده، بلکه باعث تضعیف آن هم شده است.
با تمام این ایرادات اما باز هم فیلم توانسته نقطههای سیاهی از زندگی نژادپرستانهی سفیدپوستان را در دهههای گذشته نشان دهد و حتی با سکانسهای متأثرکننده خود واقعیتهایی که در گذشته رخ داده است را به تصویر بکشد. واقعیتهای تلخی را که هنوز هم در بسیاری کشورها به شکلهای مختلفی میتوان دید. سفیدپوستانی که بهراحتی به خود اجازه میدادند سیاهپوستان را آزارواذیت کرده و به کار خود نیز افتخار کنند.
فیلم «پسر جنوب» در سکانسهایی که سیاهپوستان توسط سفیدپوستان مورد ضربوشتم قرار میگیرند، توانسته با تصاویر خود باعث ایجاد احساس همدردی در بیننده شود و اینگونه است که میتواند فیلم تا حدودی بینندهی خود را نسبت به اتفاقات گذشته به فکر فرو برد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.