داستان فیلم درباره مرد میانسالی به نام «نوریس» است که علاقهی خاصی به کشتن افراد دارد و در سکانس ابتدایی فیلم با کشتن یک پسر جوان کار خود را شروع میکند و تا پانزده نفر را هم میکشد، بدون اینکه دستگیر شود.
فیلم «۱۵ قتل» را یک فیلم به شدت احمقانه در باب قاتلان زنجیرهای میتوان دانست که از همان سکانس ابتدایی و بازی افتضاح بازیگر نقش نوریس میتوان به مبتذل بودن آن پی برد. این بازیگر که میخواهد مرموز بودن خود را نشان دهد با موتیفهای احمقانه و حتی خندهدار این کار را انجام میدهد که میتواند حتی آزاردهنده باشد. نه این بازیگر بلکه تمام بازیگران فیلم مصنوعی بازی کرده و هیچ حسی را نمیتوانند به بیننده منتقل کنند. نه نوریس به نظر قاتلی وحشی میآید و نه کسانی که آنها را میکشد هیچ احساس ترسی را در رفتارهای خود نشان میدهند و اینگونه است که احتمالاً حتی بدون توجه به داستان فیلم بیننده نتواند فیلم را تمام کند.
البته که داستان این فیلم نیز پر از ایرادات اساسی است و نمیتوان در هیچ کدام از سکانسهای آن چیزی را یافت، بهخصوص سکانسهایی که سعی دارد از علم و پژوهشهای علمی حرف بزند. نوریس مدام کسی که عموماً از مردان و پسران جوان است را برای کشتن به خانه میآورد و آنها را به راحتی خفه میکند و جنازه را در زیر کفپوش خانه مخفی میکند. قرار دادن مقتولین در زیر کفپوش خود یکی از ایرادات داستان است که ورود پلیس به داخل خانه هم قرار نیست باعث لو رفتن آن شود بااینکه در خود فیلم هم همسایهها از بوی بد خانه ابراز نگرانی کردهاند! در ادامه سوزاندن مقتولین در حیاط خانه هم بدون ایجاد بویی که دیگران را متوجه کند، عجیب خواهد بود. اگرچه داستان سعی کرده برای تمامی این ایرادات دلایلی را بیاورد اما دلایل نیز آنقدر احمقانه در فیلم جای گرفتهاند که بیشتر اسباب خنده در داستان شدهاند.
از سوی دیگر مقتولانی که نوریس آنها را میکشد نیز مشخص نیست که هستند و چرا نوریس آنها را میکشد. چرا که قرار است در سکانسهایی که به اصلاح روانشناسی در حال بررسی نوریس است گفته شود که نوریس مشکلی در مغز خود دارد که این کارها را انجام میدهد. به همین دلیل تصور آن بوده که احتمالاً نیازی برای پرداخت به شخصیتهای مقتول نیست. اما مسأله مهم آن است که حتی این گزارشاتی که در فیلم ارائه میشود نیز آنگونه که گفته شده نیستند. درست است که از لحاظ علمی ثابت شده است که قاتلان و افرادی که رفتارهایی مانند کشتن را انجام میدهند و در هنگام انجام آن هیچ احساسی ندارند دارای مشکلات مغزی هستند و مغزشان با بقیه حتی از لحاظ ظاهری نیز متفاوت است، اما هرگز ثابت نشده است این رفتارها را به خاطر این تفاوت انجام میدهند. درواقع هنوز دانشمندان نمیدانند این تفاوت در مغز این افراد باعث انجام کارهای ضداجتماعی آنها میشود یا اینکه چون این افراد کارهای ضداجتماعی انجام میدهند مغزشان متفاوت از افراد عادی شده است. پس فیلم از لحاظ علمی هم نمیتواند حرفی بزند چنانکه داستاناش نیز در بیهودگی تمام میشود.