پوستر فیلم نسخه‌ی چهل ساله

خودم رو دوباره پیدا می‌کنم

نسخه‌ی چهل ساله
The Forty-Year-Old Version
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«رادا» زمانی که کمتر از سی سال داشته به خاطر نوشته‌های‌اش شهرت پیدا کرده و نمایشنامه‌های‌اش همواره در تئاترهای گوناگون بر صحنه می‌رفته است. اما حالا او سال‌ها است که کار خاصی انجام نداده و در سن چهل سالگی حتی برای پرداخت اجاره‌خانه‌اش هم به مشکل خورده است. او تلاش می‌کند راهی را برای رهایی از این بحران‌های مختلف زندگی‌اش پیدا کند.
فیلم «نسخه‌ی چهل ساله» در مسیر دو ساعته‌ی خود رادا را به ما نشان می‌دهد که چگونه با خود و با محیط پیرامونی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند تا بتواند راهی برای آرامش خود بیابد. در این مسیر ما او را در سه محیط مختلف و درواقع با سه شخصیت متفاوت مشاهده می‌کنیم. سه شخصیتی که رادا تلاش می‌کند در نهایت همه‌ی آنها را تبدیل به شخصیت واحدی کند که خودش همواره دوست داشته است باشد. اولین مواجهه‌ی رادا با محیط مدرسه است. او معلم نمایش یک مدرسه است و چندین سال است که این شغل را تنها برای پرداخت قبض‌های خود برگزیده است. او در مواجهه با دختران و پسران جوان تلاش می‌کند راه بهتری را برای ادامه‌ی علاقه‌‌‌ی آنها به نمایش و نمایشنامه‌نویسی پیدا کند اما دیرزمانی نمی‌گذرد که این نوجوانان هستند که باعث ایجاد افکاری نو در ذهن او می‌شوند. درواقع شجاعت و شهامت این نوجوانان می‌تواند بر او و زندگی او اثر گذارد. مواجهه‌ی دیگر او در محیط تئاتر شهر و با وجود دوست صمیمی و قدیمی‌اش «آرچی» صورت می‌گیرد. او نیاز دارد دوباره خودش را وارد عرصه‌ی نمایشنامه‌نویسی حرفه‌ای کند، هم برای پرداخت اجاره‌خانه و هم شاید به نوعی برای خاموش کردن آن حسی که درون او به او هشدار می‌دهد که سال‌هاست کار خاصی انجام نداده است. سومین محیط که مهمترین محیطی است که رادا تلاش می‌کند خود را در آن بیابد همان محیط اصلی افکار و آرزوهای‌اش است. او همواره دل‌اش می‌خواسته رپر شود درنتیجه حالا سعی می‌کند با نوشتن شعرهای خاص خود وارد این عرصه کند. او حتی کسی را که بتواند در این راه به او موسیقیِ مخصوص این کار را پیشنهاد دهد هم پیدا می‌کند و «دی» را به زندگی خود وارد می‌کند. فیلم در روایت خود به آهستگی رادا و دیگر شخصیت‌های داستان را برایمان معرفی می‌کند و ما می‌توانیم تمام آن درگیری و کشمکش‌های درونی رادا را درک کنیم. درواقع مسیر داستان و روایت کشمکش‌های رادا آنقدر واقعی است و آنقدر همه‌چیز ملموس است که می‌توان به راحتی با او همراه شد. رادا دارای احساساتی است که همه حداقل یکبار گرفتار این احساسات در درون خود شده‌اند. از سوی دیگر فیلم سعی نکرده با تصاویر اغراق‌آمیز و آوردن شخصیت‌های نجات‌دهنده باعث شود رادا خود را پیدا کند بلکه او خودش رفته‌رفته با توجه به اتفاقاتی که در مسیر زندگی‌اش رخ می‌دهد و با وجود توانایی‌اش در درک پیرامون‌اش می‌تواند خود را پیدا کند. نوجوانان مدرسه‌ و حتی برادرش که تنها برای چند سکانس کوتاه در داستان وارد می‌شوند هم تأثیر به‌سزایی در روند فیلم دارند.
فیلم «نسخه‌ی چهل ساله» دارای تصاویری سیاه‌وسفید است که تنها در سکانس پایانی خود و شات نهایی رنگی می‌شود. درست زمانی که رادا خود را دوباره می‌تواند بیابد. درواقع رادا در مسیر رسیدن به آگاهی کامل نسبت به خود و آنچه که خود می‌خواهد آنقدر دچار شک در ذهن‌اش است که نمی‌تواند دنیای پیرامونی‌اش را چنان که می‌خواهد و چنانکه درست‌تر است، ببیند و فیلم با سیاه‌وسفید نشان دادن تصاویر خود آن را نشان می‌دهد. از این رو است که ما بیش از اینکه درگیر رنگ‌های تصاویر شویم درگیر خود رادا شده و تلاش می‌کنیم او را با رفتارهای‌اش ببینم و بشناسیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟