«دولاپو» دختری نیجریهای است که دور از پدر و مادرش سعی میکند در دانشگاه و تحصیل موفق باشد. او به دنبال یافتن شغلی مناسب قرار است با «دیزی»؛ زنی موفق و کارآفرین ملاقات کند. او امیدوار است این زن برای یافتن شغلی که او دوستاش دارد کمکاش کند. دولاپو موهای مجعد خود را در آینه کمی مرتب میکند و با خوشحالی و امید به اتاق دیزی وارد میشود. اما ملاقات دولاپو با دیزی آنچنان که او فکر میکند، رخ نمیدهد.
فیلم کوتاه شانزده دقیقهای «دولاپو خوبه» سعی کرده است در همان زمان اندک خود از جامعه و افراد جامعهای حرف بزند که سعی میکنند به نوعی همهی دختران جوان را با شکل و شمایل و حتی با رفتارهایی یکسان وارد جامعه کنند. اینکه مدام تأکید میشود زنان کفشهای پاشنهبلند به پا کنند یا لباسهای خاصی بپوشند تا بیشتر دیده شوند، خود مثالهای کوچکی است از این نوع فرهنگ که دیرزمانی نیست درحال وارد شدن به ذهن دختران جوان است. دختران دیگر نه یک هویت مستقل و جدا از هم که همگی اگر اغراق نکنیم درحال تبدیلشدن به بردگانی یکسان شدهاند تا بتوانند نیازهای جوامع بزرگتر و شرکتهای بزرگتر را رفع کنند. اینکه کسی شخصاً به این پوشش علاقه داشته باشد هیچ اشکالی را دربر ندارد اما اینکه تنها افراد برای همرنگ شدن با دیگران دست به این گونه تغییرات در درون خود بزنند باعث گمشدگی هویت افراد شده است. اگرچه گاهی حتی این دوستداشتنها هم ریشه در تربیتی دارد که از همان کودکی به فرزندان آموخته شده است.
دیزی در ابتدا از دولاپو میخواهد نام خود را تغییر دهد و دیگر نه دولاپو که دالی باشد. -کارگردان با قرار دادن نام دالی برای دولاپو به صورت کنایهای آنچه مدنظر داشته است را هم بیان کرده است.- سپس از او میخواهد موهایاش را هم تغییر دهد چرا که موهای مجعدی که با این حجم زیاد بر سر او بدون نظم خاصی قرار گرفتهاند با موهای صاف و حتی بلوند منظمی که در جامعه عمومیت پیدا کرده است، مغایرت دارند. اینگونه است که دولاپو دچار دوگانگی میشود. او میخواهد شغل مورد علاقهی خود را بیابد اما دیزی به او میگوید زمانی این اتفاق برایاش رخ میدهد که او خود را تغییر دهد. دولاپو سعی میکند این تغییرات را در درون خود ایجاد کند.
در فیلم «سال سلینجر من» ما با جوانا دختری مواجه بودیم که علیرغم آنچه در اطرافاش میگذشت، هنوز هم سادگی و شادی و امید را درون خود داشت و درنهایت هم همین خصلتهایاش باعث شدند او بتواند در دل اطرافیاناش و در دل افرادی که برایشان کار میکرد، ماندگار شود. دولاپو اما نه با جوانا که با دیزی مواجه شده پس راه موفقیت خود را تغییر دادن خود و شبیه دیگران شدن، تصور میکند. اما دولاپو ریشه و اصالتی دیگر دارد. او از کشوری آفریقایی و از تمدنی با تاریخچهای قدیمی آمده و هرچه کند باز هم خونِ گذشتهگان را در رگهایاش دارد و فرهنگ اصیل را در رفتارهای پدر و مادرش میبیند، پس همینها میتواند یافتن راه را برای او کمی آسان کند.
این فیلم در تصاویر خود سعی کرده این تفاوت تاریخی و فرهنگی را هم کمی نشان دهد اگرچه زمان کم آن مجالی برای تحلیل بیشتر نداده اما باز هم فیلم میتواند بینندهی هوشیار خود را از این موضوع متأثر کرده و به بیننده یادآوری کند که هر شخصی باید همان باشد که میخواهد و اگر از سوی کسانی پذیرفته نشود، میتواند همیشه از سوی خود و کسانی دیگر پذیرفته شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.