در تاریخ سینما، فیلمهای قابل تأملی با درونمایهی سرقت ساخته شدهاند. اما اینکه این درونمایهی جذاب بتواند مخاطب را با خود همراه کند، بستگی به چینش تعلیقها و نقاط عطف روایت دارد. فیلم «سرقت» محصول سال ۲۰۰۱ را بهخاطر بیاورید. فیلمهایی که این درونمایه را در خود دارند، معمولاً شامل کلیشههایی هستند که مانند ژانرهای اکشن و دلهره، مخاطب بهسادگی میتواند پس از گذشت افتتاحیهی فیلم با کاراکترهای تأثیرگذار آشنا شود و آنها را تا انتهای فیلم دنبال کند. معمولاً در اینگونه فیلمها، یک گروه وجود دارند که از قبل با یکدیگر آشنا هستند و برای سرقتی بزرگ و بهقولی غیرممکن، عضو جدیدی را مورد آزمایش قرار میدهند و در نهایت این گروه وارد یک بازی معمایی برای رسیدن به موفقیت خواهند شد.
فیلم «سرداب» نیز داستانی جدای از این کلیشهی مرسوم ندارد. والتر و گروهاش قرار است به سه سکه که مختصات یک گنجینهی ارزشمند بهجای مانده از جنگ جهانی دوم را در خود دارند، دست پیدا کنند. در ابتدای ماجرا که آنها با دولت بریتانیا همکاری میکنند، به این سه سکه دست پیدا میکنند. اما چون در آبهای اسپانیا قرار دارند، مجبور میشوند آنها را به دولت اسپانیا تحویل دهند. اما والتر پا پس نمیکشد و با جمع کردن دوبارهی گروه در تلاش است به محل نگهداری این گنجینه، واقع در سرداب بانک مرکزی اسپانیا دستبرد بزند. او در این راه یک عضو جدید را با نام «تام» وارد گروه میکند تا بلکه بتواند معمای حلناشدنی ورود به سرداب بانک مرکزی اسپانیا را حل کند.
فیلم در لایهی بیرونی خود مانند فیلمهای همژانر خود پیرو کلیشههاست. اما تفاوت اساسی آن با بیشتر فیلمهای این ژانر، استفادهی بهجا از تعلیقها و هیجان برآمده از آنهاست. البته این حسن را میتوان در کارنامهی کارگردان اسپانیایی این فیلم پیدا کرد. «ژائومه بالاگرو» با تجربهای که در ساخت سری فیلمهای «ضبط» و انواع و اقسام فیلمهای دلهرهآور دارد، توانسته بهخوبی آنها را در فیلم جدید خود استفاده کند. او به خوبی با تعلیق و جامپکات آشنایی دارد و در فیلم «سرداب» میتوانیم این تعلیقگذاری زیبا را شاهد باشیم. یکی دیگر از جذابیتهای فیلم برای مخاطب علاقهمند به این ژانر استفاده از بازیهای جام جهانی ۲۰۱۰ است که اتفاقات فیلم همزمان با بازیهای تیم ملی اسپانیا در جام جهانی است. بهنوعی با هر پیشرفت اسپانیا در جام جهانی، در روند سرقت هم هیجان و پیشرفت و گره ایجاد میشود.
فیلم «سرداب» در نهایت یک اثر دیگر با کلیشههای مرسوم است. اما نقطهقوت آن، همانطور که در بالا اشاره شد، استفادهی بهجا از تعلیق است. همین تکعنصر میتواند شما را به دیدن این فیلم جذب کند.