پوستر فیلم عوارضی

بوی مرگ می‌آید

عوارضی
The Toll
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«اسپنسر» در ماشین خود نشسته است و درحال انتخاب مسافر است. او تصاویر چندین مرد را کنار می‌زند و در آخر به تصویر دختری زیبارو می‌رسد. پس او را به عنوان مسافر برمی‌گزیند. از سوی دیگر وقوع یک طوفان سهمگین باعث شده زمانِ به زمین نشستن هواپیمای «کَمی» مشخص نباشد. از این رو برخلاف همیشه پدرش به استقبال او نمی‌آید. درنتیجه کَمی برای رفتن به خانه‌ی پدر باید از اوبر استفاده کند. و او با اسپنسر ملاقات می‌کند.
فیلم «عوارضی» برخلاف داستان فیلم «به چرخه خوش آمدید» یک داستان کاملاً ساده و روان و البته قابل‌فهم دارد که همین مزیت او باعث می‌شود بتوان به راحتی آن را دیده و از آن لذت برد. در فیلم «به چرخه خوش آمدید» ما با سه دنیای متفاوت روبه‌رو بودیم. یک دنیای واقعی-واقعی، یک دنیای واقعی-فیک و یک دنیای فیک-فیک. سامانتا و پدرش زمانی که وارد این دنیاهای فیک می‌شوند درواقع درون یک دنیای چرخشی و تکرارشونده گرفتار آمده‌اند که راه سختی را برای رها شدن از آن در برابر خود می‌بینند. در این فیلم این دنیاها آنقدر پیچیده شده‌اند که مخاطب را هم در پیچیدگی خود و در درک نکردن آن همراه کرده‌اند. از این روست که در نهایت بیننده حسرت دیدن داستانی خوب را با خود خواهد داشت‌. اما در فیلم «عوارضی» همه چیز برنامه‌ریزی شده و قابل فهم است و ورود اسپنسر و کَمی به دنیایی که دنیای واقعی نیست از همان ابتدا قابل پذیرش است.
فیلم «عوارضی» با سکانس ابتدایی خود به خوبی می‌تواند بیننده را با خود همراه کند. اسپنسر در اولین سکانس خود را مشکوک نشان داده و در ادامه نیز با رفتارهایی که با کَمی دارد این مشکوک بودن را بیشتر هم می‌کند. کَمی نیز دچار شک نسبت به اسپنسر شده اما نمی‌تواند کاری کند چراکه با این مرد غریبه همراه شده است. در این سکانس‌ها اگرچه اتفاق خاصی برای ترسیدن رخ نمی‌دهد اما فضای داستان و رفتارهای اسپنسر به همراه موسیقی خاص فیلم باعث می‌شود تعلیق لازم رخ دهد و بیننده با فضای ترسناک داستان همراه شود. پس زمانی که این دو وارد دنیای شیطانی می‌شوند همه‌چیز آماده است تا بیننده با اتفاقاتی که شاید چندان ترسناک نباشند هم بترسد و در لحظاتی از جای نیز بپرد. سکانس‌های تعقیب‌وگریز و وحشتی که همواره احساس می‌شود کسی از پشت سر به این کاراکترها نزدیک می‌شود اگرچه به‌نظر تکراری می‌آیند اما در این داستان به خوبی جای گرفته و می‌توانند ترس را به بیننده وارد کند. همانطور که گفته شد موسیقی در ایجاد این ترس بسیار کمک‌کننده بوده است.
فیلم تکلیف خود را در سکانس‌های بعدی نیز به‌خوبی روشن کرده است و ما می‌دانیم که این دو نفر درواقع درحال دیدن دوباره‌ی اتفاقات دردناک گذشته‌شان هستند. آنها مدام گذشته‌ی خود را در برابر خود می‌بینند و گیج می‌شوند. این گذشته آنقدر به آنها نزدیک است که آنها نمی‌توانند انکارش کنند پس همه‌‌چیز در هم گره می‌خورد. فیلم برای اتفاقات خود دلایل کافی و لازم را آورده است حتی اگر این دلایل، دلایلی ماوراء‌الطبیعی باشند.
مزیت دیگر این فیلم آن است که حتی با توجه به ساده بودن داستان باز هم نمی‌توان آن را پیش‌بینی کرد و تا انتها قابلیت متعجب کردن بیننده‌ی خود را دارد و اگر چه که به نظر می‌رسد پایان داستان پایانی کلیشه‌ای است اما باز هم بیننده را از خود راضی خواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟