جشن تولد «ناتالیا» است. او از دوستاش «بن» که در شهری دیگر است میخواهد در میانهی راه «سام»؛ دوست دیگرش، را نیز همسفر خود کند و برای جشن تولد بیاورد. بن و سام در یک مسافرت چند ساعته با هم همراه میشوند و در این بین احساساتی میان آنها شکل میگیرد.
فیلمهای بسیاری بر مضمون اینکه دو نفر اتفاقی با هم آشنا میشوند و سپس به هم علاقهمند میشوند در سینما ساخته شده است. فیلم «دارم میشناسمات» یکی از این فیلمهاست که در آن اَبی و لوک اتفاقی در یک هتل با هم دیدار میکنند و بعد از سپری کردن زمانی با هم و به اشتراک گذاشتن گوشههایی از زندگیشان به همدیگر علاقهمند میشوند. فیلم «همیشه سبز» نیز از این نوع فیلمهاست و از آنجا که مهمترین اصل این داستانها کاراکترهای آنهاست پس میتواند هر بار جدید دیده شوند. چراکه هر فردی شخصیت منحصر به فرد خود را دارد و اگر داستان بتواند این شخصیتها را به خوبی در میانهی خود نشان دهد پس میتواند به نوعی جدید نیز باشد.
در فیلم «همیشه سبز» بن و سام به آرامی و رفتهرفته با هم آشنا میشوند و دیالوگهایی که بینشان ردوبدل میشود کمک بهسزایی به شناخت آنها میکند. مکالماتی که آنقدر ساده و واقعی هستند که باور رخ دادن آنها را ساده کرده است. تمام حرفهای ردوبدل شده میتواند حرفهای انسانهایی در دنیای واقعی باشد که برای اولین بار یکدیگر را میبینند و شباهتهای خود را کشف میکنند یا شاید بهتر است بگوییم حرفهای یکدیگر را درک میکنند. درنتیجه این شباهتها و درککردنها باعث میشود آنها مدام بخواهند با هم حرف بزنند و افکار خود را به اشتراک بگذارند. فیلم در نشان دادن این وجه از شخصیتهای خود به خوبی عمل کرده است و از سوی دیگر نشان میدهد که داشتن تمام این شباهتها هم لزوماً منجر به ادامهدار شدن این روابط در آینده نخواهد شد. قرار نیست تمام این دیدارهای اتفاقی مانند دیدار اتفاقی فیلم «پیش از طلوع»؛ محصول ۱۹۹۵، پایانی خوش را نشان دهد. اگرچه در آن فیلم هم برای رخ دادن پایان خوش برای شخصیتهایاش باید زمان بسیاری سپری میشد تا آنها بفهمند که شاید گاهی اتفاقات بیدلیل رخ نمیدهند و دیدارها بیجهت به وقوع نمیپیوندند. از سوی دیگر گاهی دلیل این اتفاقات را هم میتوان کسب تجربهای دانست برای اتفاقات بعدی. رابطهی میان سام و بن نیز میتواند هر پایانی را داشته باشد اما مهم مسیر آنهاست که توانسته ما را با خودش همراه کند.
شاکلهی اصلی فیلم«همیشه سبز» مکالمات دروبدل شده میان افراد است و قرار نیست اتفاق خاص و هیجانانگیزی در داستان رخ دهد. پس فیلم در عین جذاب بودن برای عدهای میتواند برای عدهی دیگر خستهکننده باشد. کارگردان فیلم «پل گودمن» که اولین تجربهی فیلمسازی خود را در ساخت فیلم بلند میگذراند هم این را میداند و احتمالاً به همین دلیل هم است که سعی نکرده مکالمات را اغراقآمیز و بزرگ جلوه دهد و همهچیز ساده و قابل درک رخ میدهد و در نهایت هم همین امر مزیت داستاناش میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.