پوستر فیلم رز بمبئی

رودخانه‌ی رِوا در چشمان من سکنی‌ می‌کند

رز بمبئی
Bombay Rose
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«کَمِلا» با گل‌فروشی و ساختن گردنبند از گل‌های رز زیبا سعی دارد به پدرش که ساعت‌ساز است کمک کرده و زندگی راحتی را برای خواهر کوچک‌اش «تارا» ایجاد کند. در یکی از این روزها که او درحال ساختن گردنبند و دسته‌های گل است «سلیم» او را از آن سوی خیابان می‌بیند و عاشق او می‌شود. سلیم نیز در کنار خیابان دسته‌های گل را می‌فروشد. از سوی دیگر تارا با زنی مسن به نام خانم «دِ سوزا» در ارتباط است و او به تارا زبان انگلیسی می‌آموزد.
انیمیشن «رز بمبئی» شرح دو داستان موازی از دو زن است که یکی در عنفوان جوانی‌ است و به تازگی در حال کشف عشق می‌باشد و دیگری از زنی مسن حرف می‌زند که سال‌هاست عشق خود را از دست داده و حالا در خانه با کلاه و پالتو عشق‌اش زندگی را می‌گذراند. کملا هر روز صبح عشق خود را دیدار می‌کند و تا شب این عاشق را در برابر خود دارد و سلیم هر روز گل سرخی را برای او هدیه می‌آورد. خانم د سوزا هم هر روز با دسته گل سرخ یا با تک گلِ سرخی در دست به سمت قبرستان رفته و با عشق‌اش دیدار می‌کند. اما این داستان‌های عاشقانه قرار نیست داستان‌هایی معمولی و آرام باشند بلکه این انیمیشن با جادوی خود ما را همراه می‌کند و با تصاویر و نوای زیبای اشعار خود از عشق‌های واقعی سخن می‌گوید که همیشه و در هر حالتی می‌تواند زیبا باشد حتی اگر انتهای آنها به ظاهر زیبا نباشد.
این انیمیشن با تصاویر خاص خود داستانی ساده و معمولی را به شکلی به یادماندنی نشان می‌دهد و ما را در خواب و خیالی رویایی با شخصیت‌های داستان همراه می‌کند. انیمیشن مدام با تصاویر خود بازی کرده و ما را هر لحظه شگفت‌زده می‌کند. همه چیز معنایی خاص در این انیمیشن دارد و هیچ چیز عادی دیده نمی‌شود. هیچکدام از اتفاقات هم بی‌دلیل رخ نمی‌دهد. «مایک» مردی که کملا را مدام دنبال می‌کند همواره به شکل عقابی‌وحشی ناگهان ظاهر شده و سپس ناپدید می‌شود. او نماد انسان خودخواه و منفعت‌طلب است که همیشه به دنبال شکار آن هم شکار زیبارویان و پاکان است. عقاب همیشه به دنبال گوشتِ تازه است. کملا زمانی که احساس آزادی دارد در خیال با عشق خود سلیم در میان جنگل‌های زیبای بمبئی زمان را سپری می‌کند و خود را از این دنیا جدا می‌کند. سلیم هم در رویاهای شبانه‌ کملا را در آغوش می‌گیرد. حتی خانم د سوزا نیز با یاد همسر به گذشته می‌رود و تمام تصاویر به یاد گذشته سیاه‌وسفید می‌شوند. آن زمان که خانم دسوزا با صورت چروکیده در خانه‌اش شاد و خندان در حال آرایش کردن در آینه است، آینه تصویر جوانی‌های او را نشان‌مان می‌دهد؛ او با این شادی و با یافتن عشقی جدید دوباره جوان شده است. تمام این تمثیل‌های زیبا با هوشمندی در میان تصاویر قرار گرفته‌اند و مدام بیننده را مسخ می‌کنند. اینکه گاه نمای تصاویر حتی از نگاه گل سرخی که خانم د سوزا بر سر قبر همسرش می‌گذارد یا گل سرخ تقدیمی سلیم به کملا دیده می‌شود هم یکی دیگر از این زیبایی‌های تصویری‌ و تمثیل‌های عاشقانه است.
از سوی دیگر کملا هندو و سلیم مسلمان است. کملا شب‌ها در باری به عنوان رقاص کار می‌کند و سلیم خانواده‌ی خود را در جنگ‌های داخلی پاکستان از دست داده است. از این روست که نوای اذان گاه‌به‌گاه در هنگام اتفاقاتی خاص شنیده می‌شود و آوازها و آهنگ‌های هندی مدام در طول فیلم شنیده می‌شوند و همین آوازها هستند که با تصاویری که به ناگاه تغییر یافته و شکل جدیدی پیدا می‌کنند همه‌چیز را زیباتر از قبل می‌کنند.
تمام این زیبایی‌ها و هوشیاری تصاویر توسط «گیتانجالی رائو» کارگردان و پویانمای هندی میسر شده است. او در گذشته و در سال ۲۰۰۶ نیز به خاطر انیمیشن کوتاه «رنگین‌کمان چاپ شده» جوایز بسیاری را دریافت کرده بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟